الشيخ محمد هادي معرفة
57
علوم قرآنى (فارسى)
وحيانى بودن ساختار قرآن برخى احتمال دادهاند كه ألفاظ وتنظيم عبارات قرآن وحيانى نباشد ، بلكه معاني آن بر قلب پيامبر القاء شده وآن حضرت خود آن را در قالب ألفاظ درآورده است ! « 1 » اين احتمال از آنجا نشأت گرفته كه در تعبير آيهء « فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ » « 2 » ونيز آيهء « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ » « 3 » آمده كه قرآن بر قلب پيامبر - كه جايگاه ادراك درونى است - فرودآمده است . ولى اين احتمال جايى ندارد وفاقد سند اعتبار است . علاوة صراحت آيات قرآن آن را نفى مىكند وتلقّى مسلمانان از روز نخست تاكنون خلاف آن را مىرساند وبا مسألهء اعجاز وتحدّى - كه بيشتر در جنبهء لفظ وتنظيم عبارات متمركز است - منافاة دارد ، زيرا گسترهء تعجيز شامل پيامبر نيز مىگردد . چنين برداشتى از دو آيهء فوق كاملا سطحى مىنمايد ، زيرا مقصود از قلب در اين دو آية ، شخصيّت درونى پيامبر است كه شخصيّت حقيقي أو را تشكيل مىدهد . دريافت وحى نيز مىبايست از همان راه صورت مىگرفت ، چون پيام وحيانى به گونهء معمولى انجام نمىگيرد تا بتوان با حسّ ظاهري آن را دريافت ، بلكه دستگاه وگيرندهء مناسب خود را براي دريافت نياز دارد ، كه همان جنبهء روحاني وملكوتي پيامبران است كه به سر حدّ كمال رسيده وشايستگى دريافت وبازگو كردن چنين پيامى را دارند . اگر خواسته باشيم مثال تقريبي براي آن ارائه دهيم ، مىتوان نحوهء دريافت أمواج راديويى را شاهد بياوريم ؛ دستگاه مخصوصى نياز است تا پيام راديويى را دريافت دارد ، وعين ألفاظ وعبارات دريافتى را گزارش دهد . پيام راديويى را با همان ألفاظ وعبارات با حسّ معمولى نمىتوان دريافت نمود ، ولى با دستگاه مخصوص و
--> ( 1 ) ر . ك : فلسفهء علم كلام ، نوشته « هرى اوسترين ولفسن » ترجمه احمد آرام . وى اين احتمال را به معمّر بن عبّاد سلمى ( متوفاى 228 ) كه از سران معتزله است ، نسبت داده وبه كتاب « مقالات الإسلاميين » أبو الحسن اشعرى استناد كرده است ، كه با رجوع به أصل مستند ، روشن گرديد برداشت هرى اوسترين اشتباه بوده است . ولى همين امر سبب شده تا افرادى مانند « مقصود فراستخواه » آن را دستآويز قرار داده وبهعنوان شبهه ، امروزه مطرح سازند . رجوع شود به كتاب وى « زبان قرآن » ص 305 . ومقال وى در فصلنامه فرراه ، شمارهء 1 ، زمستان 77 ، ص 21 . ( 2 ) بقره 2 : 97 . ( 3 ) شعراء 26 : 194 - 193 .